ابزار منو ثابت


  • وب انجمن مورفولوژی جغرافیایی
  • 
  • وب هم کلاسی
  • صفحه قبل1...3334353637...78صفحه بعد

    تفریحی.سرگرمی.عجایب..

    بعضیا یه چیزی رو یادم دادن دمشون گرم :
    وقتی اومدن سراغم گفتن عاشقتیم به حرمت کلمه ی عشق باورشون کردیم ولی یهو گند زدن به باورمون و زندگیمون و رفتن . . .
    حالا هم مجنون و فرهادم باشن دیگه باورشون ندارم فقط یه پوزخنـــــــــد واسشون کافیه همین . . .
    بیچاره کسی که واقعا عاشقم بشه . . .

     

     

     

     

     

     

     

     



    تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:44 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)

    لطفا بیشتر از یکبار بخوانید.

    من و دوستم در سایه معبدی نابینایی را دیدیم. دوستم گفت:

    این داناترین مرد جهان است.

    نزدیک شدم وپرسیدم: از کی نابینایید؟ گفت:

    از وقتی زاده شدم گفتم:

    من یک ستاره شناسم نابینا پاسخ داد:

    من نیز. آنگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت:

    از درون اینجا تمامی خورشیدها و ستارگان را رصد میکنم.

     

     



    تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:38 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(4)

    اشک بهترين پديده دنياست.....

    ولي تا زيبا ترين چيز هارو از انسان نگيره......

    خودش رو تقديم نميکنه........

     

     

     
     
     
     
     
     
     
     
     
     


    تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:35 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)

    ...بار خدایا چه بخوانی چه برانی

    چه به اوج برسانی.....

    چه به خاکم بکشانی ............

    .. نه من انم که برنجم نه تو انی که برانی................

     

     

     



    تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:31 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)

    به نام خدا....

     

     

    ما چرایی برای شما تعریف میکنم ببینید اگه شما جای من بودید چی کار میکردید....مهر شده

    پس شروع..میکنم......

     

     

    این ماجرا یک مدت پیش اتفاق افتاده....

    دختری  اومد به وب سایتم... بهم نظر ی گذاشت..من هم رفتم برای اینکه تلافی کنم..رفتم براش نظر گذاشتم..

    بعد از مدتی روزانه بهم نظر زیادی میداد...من بهش ج میدادم...

    بعد از مدتی بهم گفت دوست دارم....من نه میشناختمش..نه دیده بودمش....

     

     

    بهش گفتم تا حالا با کسی دوست شدی....؟؟

    گفت نه؟؟؟...

     

     

     

    برای اینکه دلش رو نشکنم بهش گفتم که باشه من هم دوستت دارم... با اینکه میدونستم عشق  ا ون    دو روزی

    هستش......

     

     

    .ولی نخواستم دلش بشکنه..و بگه هادی مغروری.....باهاش دوست معمولی شدم..ولی دوستش نداشتم.جون میدونستم داره برام دروغ میبنده که با کسی نبوده....

     

     

     

     

    بهش گفتم من در یک چت روم هستم...(اسم جت روم نت جت بود..) بهش گفتم بیا اونجا...اومد اونجا......باهاش جت کردم....2 روز برام کاری پیش اومد نتونستم برم به جت...

    بعد از 2 روز رفتم  دیدم خانوم داره  تویه چت روم حرف میزنه...!!!!

     

     

     

    یکی از دوست هام به نام ارسام بهم گفت که این دختره

    که میگفتی باهاش هستم..با من دوست شده..!!!!!!!!!

     

     
     

     

     

    به دختره گفتم خجالت بکش جرا این کارو کردی؟؟؟

    بهم گفت اخه دو روز(2)

    روز نیومدی من واسه همین رفتم با یکی دیگه دوست شدم.....!!!!!!!!!!!!

    شما اگه  به چای من بودین  به اون دختره  جی میگفتین؟؟؟؟

     

     

     

    هر جی بگید در این پست مینویسم.....

    بس بگید.....

     



    تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 13:58 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)

    به دکمه اینتر داداش کامران قسم

    اگه دروغ بگم : رو در یه رستوران زده بودن :

    " ورود آقایان بدحجاب ممنوع " !!

     

     


    خخخخ یعنی تا این حد ؟!

     

     

     

     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     


    تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:43 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)

    تو فصل بهار همش خوابمون میاد.


    تو فصل تابستون گرمازده می شیم همش زیر باد کولر ولوییم و میخوابیم.


    تو فصل پاییز سه ماهشو سرما خوردیم حال نداریم می خوابیم.


    تو فصل زمستون هم که سرده دیگه کلاً باید رفت زیر پتو خوابید.

     

     

     



    تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:37 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)

    یه پسر 12 ساله پست گذاشته :

    امروز دست عشقم را در دست دیگری دیدم از عشق متنفرم!

    دیگر عاشق نمیشوم!!!

    خیر از جونیش نبینه هر کی بدونه دسته پلی استیشن این کجاستو

    بهش نگه یه خانواده رو از نگرانی در میاری ... ^_^

     

     



    تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:31 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)

    فقط یه ایرانی میتونه به جای اینکه یه قدم بیاد جلو

    دم سفره بشینه ، سفره رو بکشه سمت خودش :|

     

     

     

    راستی بجه هاااا اهنگ وب جه جچوریه؟؟؟؟/ خوبه.....  یا بد؟؟؟


    تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:29 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)



    تاريخ : شنبه 20 مهر 1392 | 22:49 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران
    ابزار وب رایگان-جک و لطیفه