تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:44 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)
لطفا بیشتر از یکبار بخوانید.
من و دوستم در سایه معبدی نابینایی را دیدیم. دوستم گفت:
این داناترین مرد جهان است.
نزدیک شدم وپرسیدم: از کی نابینایید؟ گفت:
از وقتی زاده شدم گفتم:
من یک ستاره شناسم نابینا پاسخ داد:
من نیز. آنگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت:
از درون اینجا تمامی خورشیدها و ستارگان را رصد میکنم.
تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:38 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(4)
تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:35 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)
تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:31 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
به نام خدا....
ما چرایی برای شما تعریف میکنم ببینید اگه شما جای من بودید چی کار میکردید....
پس شروع..میکنم......
این ماجرا یک مدت پیش اتفاق افتاده....
دختری اومد به وب سایتم... بهم نظر ی گذاشت..من هم رفتم برای اینکه تلافی کنم..رفتم براش نظر گذاشتم..
بعد از مدتی روزانه بهم نظر زیادی میداد...من بهش ج میدادم...
بعد از مدتی بهم گفت دوست دارم....من نه میشناختمش..نه دیده بودمش....
بهش گفتم تا حالا با کسی دوست شدی....؟؟
گفت نه؟؟؟...
برای اینکه دلش رو نشکنم بهش گفتم که باشه من هم دوستت دارم... با اینکه میدونستم عشق ا ون دو روزی
هستش......
.ولی نخواستم دلش بشکنه..و بگه هادی مغروری.....باهاش دوست معمولی شدم..ولی دوستش نداشتم.جون میدونستم داره برام دروغ میبنده که با کسی نبوده....
بهش گفتم من در یک چت روم هستم...(اسم جت روم نت جت بود..) بهش گفتم بیا اونجا...اومد اونجا......باهاش جت کردم....2 روز برام کاری پیش اومد نتونستم برم به جت...
بعد از 2 روز رفتم دیدم خانوم داره تویه چت روم حرف میزنه...!!!!
یکی از دوست هام به نام ارسام بهم گفت که این دختره
که میگفتی باهاش هستم..با من دوست شده..!!!!!!!!!
به دختره گفتم خجالت بکش جرا این کارو کردی؟؟؟
بهم گفت اخه دو روز(2)
روز نیومدی من واسه همین رفتم با یکی دیگه دوست شدم.....!!!!!!!!!!!!
شما اگه به چای من بودین به اون دختره جی میگفتین؟؟؟؟
هر جی بگید در این پست مینویسم.....
بس بگید.....
تاريخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 13:58 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:43 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:37 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:31 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 21:29 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)

تاريخ : شنبه 20 مهر 1392 | 22:49 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)

















