تاريخ : دوشنبه 04 آذر 1392 | 17:26 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
قبل از اینکه به پایین صفحه بروید و عکس ها را ببینید آیا می توانید حدس بزنید این دختر نوجوان جذاب فرزند کدام ستاره است؟!…


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.



تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 20:33 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)
صحنه هایی که می بینید مربوط به تعقیب و گریز 15 دقیقه ای شیر دریایی بسیار جسور و چابک با کوسه سفید گرسنه است که البته در نهایت کوسه توانست دم و باله های شیر دریایی را گاز بگیرد.
مارک هنائور 39 ساله اهل سوئیس توانست این صحنه ها را در جزیره گوادالوپ در مکزیک تصویر برداری کند. وی به مدت سه روز و هر روز بیش از 6 بار داخل آب غواصی کرد تا توانست چنین صحنه هایی را بگیرد.
با تجهیزات جدید، مارک توانست تا 40 متری را روشن کرده و تصویربرداری کند





تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 20:25 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 20:18 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 20:15 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
من نخوابيدم تو چه طور؟
شعرها تمام شد
چنگ بر موي بر صورتم بر قاب عكس تو
تو خبر داري؟
من نخوابيدم تو چه طور؟
من هنوز طمع مستي به سرم دارم

تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 20:11 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(3)
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 19:51 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(5)
مشکل این است که توجه ما بر روی روح نیست…
بیرون است… جایی که به سوی رقابت می رویم…
. به “متخصص و کاردان” شدن ادامه می دهیم-
وارد بسیاری از کشمش ها می شویم، وهیچ پایانی برای مشکلات و غم و اندوه های مان نیست.
اما به محض این که توجه مان را بر روی روح می گذاریم در آن جا، به طور شگفت انگیزی درمی یابیم،
که همه چیز کارساز می شود، و این که روح منبع و سرچشمه تمامی عشق، آرامش، لذت و حقیقت است
.
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 19:48 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(4)
یادمان باشد که ،
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم……
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتادبه خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى
و مراوده میکنى همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.
اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،نامت را انسانى باهوش بگذار.
شما چی؟؟؟؟
تاريخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 19:42 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)





