ابزار منو ثابت


  • وب انجمن مورفولوژی جغرافیایی
  • 
  • وب هم کلاسی
  • نابینا....

    لطفا بیشتر از یکبار بخوانید.

    من و دوستم در سایه معبدی نابینایی را دیدیم. دوستم گفت:

    این داناترین مرد جهان است.

    نزدیک شدم وپرسیدم: از کی نابینایید؟ گفت:

    از وقتی زاده شدم گفتم:

    من یک ستاره شناسم نابینا پاسخ داد:

    من نیز. آنگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت:

    از درون اینجا تمامی خورشیدها و ستارگان را رصد میکنم.

     

     




    تاريخ : جمعه 03 آبان 1392 | 18:38 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(4)

    ورود کاربران

    خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

    رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
    حساب کاربری ندارید؟

    فراموشی رمز عبور

    نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

    یا

    ثبت نام کاربران

    در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

    قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

    نظرات کاربران

    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

    ابزار وب رایگان-جک و لطیفه