سلام بچها این 
کفشارو ببی
نید و حال کنید :





عجیب اما
واقعی!!!

تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(2)
تاحالا دقت کردین که وقتی حق خودمونو به خودمون میدن چقدر خوشحال میشی
.
.
.
.
دقت کردین:جومونگ نمیدونست هموسو باباشه
یوری نمیدونست جومونگ باباشه موهیول هم نمیدونست
یوری باباشه انگار نشناختن پدر تو ژن جومونگ بوده اصن یه وضی
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(1)
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(1)
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(2)
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(2)
طرف دندونش درد می کرده میره دکتر میگه:
همه رو بکش بجز اونی که درد می کنه
!دکتر میگه چرا ؟
میگه: بذار مثل سگ تنها
بمونه !
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(1)
یارو میره دبی تو رستوران میگه:
کباب براش میارن
میگه:الپیاز
پیاز براش میارن
میگه:البرنج
برنج براش میارن
با غرور میگه چقدر خوبه آدم عربی بلد باشه
گارسونه بهش میگه اگه من ایرانی نبودم الکوفت هم بهت نمیدادن !!
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(2)
مدتی بود... با کسی قهر بودم.....دلم هم نمی خواست که باهاش بهم بزنم.....
ولی تقدیر این بود که ما از هم فاصله داشته باشیم تا قدر هم رو بیشتر بدونیم......
ولی امروز با هم اشتی کردیم........
پس به خاطر سلامتیش....و سلامتی خودتون که جیزی نیستیم به جز یک خار....
که با دوستامون که گل هست معنی بیدا میکنن.....
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(2)
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(1)
لطفا بیشتر از یکبار بخوانید.
من و دوستم در سایه معبدی نابینایی را دیدیم. دوستم گفت:
این داناترین مرد جهان است.
نزدیک شدم وپرسیدم: از کی نابینایید؟ گفت:
از وقتی زاده شدم گفتم:
من یک ستاره شناسم نابینا پاسخ داد:
من نیز. آنگاه دستش را روی سینه اش گذاشت و گفت:
از درون اینجا تمامی خورشیدها و ستارگان را رصد میکنم.
تاريخ : | | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(4)



.jpg)







