دلم همچون آسمان،پر از ابرهای بارانیست...
یادته یه روز بهم گفتی:هروقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه
نامردی اشک هاتو ببینه و بهت بخنده...
گفتم اگه بارون نیومد چی؟
گفتی اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره!
گفتم یه خواهش دارم:وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار..
گفتی باشه.....
حالا امروز من دارم گریه میکنم ..اما آسمون نمیباره
و تو هم اون دور دورا وایستادی و داری بهم میخندی

تاريخ : شنبه 30 دی 1391 | 22:58 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(7)