گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود...
گفتم پس چرا الان زیر پای توست ؟
گفت آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم
به سلامتی همه مادرا
![]()
تاريخ : یکشنبه 11 اسفند 1392 | 23:09 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(24)
گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود...
گفتم پس چرا الان زیر پای توست ؟
گفت آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم
به سلامتی همه مادرا
![]()