ابزار منو ثابت


  • وب انجمن مورفولوژی جغرافیایی
  • 
  • وب هم کلاسی
  • جالبه بخونید...

    یک دانشجوی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.

    بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد. . . .

    اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.

    بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه...

    روزها از پی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت : ” من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت “ اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. . .

    ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. . . چهار سال آزگار گذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!! . . .

    .

    .

    .

    .

    نتیجه اخلاقی این ماجرا :

    پسرهای دانشجو هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند!




    تاريخ : پنج‌شنبه 10 بهمن 1392
    | 20:59 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(0)
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران
    ابزار وب رایگان-جک و لطیفه