ابزار منو ثابت


  • وب انجمن مورفولوژی جغرافیایی
  • 
  • وب هم کلاسی
  • بدر های اینده...

     

    پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج

     کرد، بعد خدابهش ی دختر داد. ی روز

    بهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر هارو در میاوردی؟ حالا خودتم دختر

     دارینظرت چیه؟تحمل اشکش

    رو داری؟

    بهم گفت:فقط میتونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونایی که دلشونو شکستم

     منو ببخشن.

    هیچ پدری طاقت دیدن اشکای دخترشو نداره.

    پدر های آینده !به دختر دارشدنتون خوب فکر کنید !زمین گرده ها!


    mahta

     




    تاريخ : دوشنبه 19 فروردین 1392
    | 21:54 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(1)
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران
    ابزار وب رایگان-جک و لطیفه