باربارا دی آنجلیس : مهم نیست چه کسی هستید ، چه شغلی دارید یا چگونه وقت خود را می گذرانید . هر روزه فرصت های بی شماری در اختیار دارید تا زندگی اطرافیان خود را از خود متاثر
سازید . چه آنانی که می شناسید شان و چه آنان که برایتان بیگانه اند چگونه؟ به عشق و شور
زندگی خویش اجازه دهید خودش را ظاهر کند. از طریق کلمات ، چشمان ، اعمال ، و حتی با زبان
بی زبانی قلبتان. نمود و ظهور عشق و شور زندگی در شما دعوتی است از دیگران تا عشق و
شور زندگی آنان نیز خود را نشان دهد.
تاريخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 23:35 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)
دقت کردین همیشه بلافاصله بعد از کلیک کردن روی پاور برای خاموش کردن
تازه یادت میاد که چه کاری با کامپیوتر داشتی!
دقت کردین وقتی دارین موقع فوتبال نگاه کردن تخمه میخورید اگر یه دونه از اون مغز تخمهها بیفته رو زمین تا کل خونه رو نگردی و پیداش نکنی بی خیال نمیشی ؟
تا حالا دقت کردین نمیتونید کار پیدا کنید چون تجربه ندارید و نمیتونید تجربه پیدا کنید چون کار ندارید ؟
دقت کردین دقیقا زمانی که فکر میکنی زندگی دیگه از این بدتر نمیشه یه اتفاقی میفته که میبینی نه بابا از این بدترهم میشه ؟
دقت کردین یه تخمه تلخ و مونده که بخوری اگه پنجاه تا تخمه سالم هم بعدش بخوری عمرا اگه مزش بره ؟
تاريخ : جمعه 11 مرداد 1392 | 23:29 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا… آقا "دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا "دعا " می کند!!!!!
تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 01:15 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(2)

تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 01:12 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
![[تصویر: mxrrhnxcjy615gksa2t4.jpg]](http://up.funfar.ir/images/mxrrhnxcjy615gksa2t4.jpg)
تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392 | 01:07 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)
از دو حالت خارج نيست، يا خدا قبلا مي داند من چه خواهم كرد و يا نمي داند. اگر نمي داند كه در اين صورت خدا نيست و در صورتي كه مي داند چگونه انتظار دارد كه من كاري بر خلاف دانايي او بكنم و با رعايت اين دو نكته چگونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و كيفر خواهد داد.
برگرفته از کتاب خدا و هستی نویسنده :موريس مترلينگ

تاريخ : سهشنبه 08 مرداد 1392 | 00:08 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
خدا هم كه باشی ... بندگانـــی هستند كه از تو ناراضی اند !!! به دنبال رضایــت چـــه كسی می گردی ، وقتی این روزها ، انسانها از
دست خودشان نیز عصبانی اند همین بود ؟؟؟ دنیایی که برای دیدنش نه ماه تمام به شکم مادرانمان لگد میزدیم ... ؟؟؟ ❤
تاريخ : سهشنبه 08 مرداد 1392 | 00:04 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)
تاريخ : دوشنبه 07 مرداد 1392 | 23:55 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)
زوج خوشبخت طبقه 10 رو دیدم که باهم زد و خورد می کردن
"پیتر" محکم و قوی رو توی طبقه 9 دیدم که داره گریه می کنه
طبقه 8، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستش خوابیده
طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره
طبقه 6، "هنگ" بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه
آقای خیلی محترم "وانگ" در طبقه 5 سعی میکنه لباسای زیر خانومش رو بپوشه
طبقه 4 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه
در طبقه 3 هیچ چیز دیده نمیشد
طبقه 2، "لیلی" هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه
قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم
الآن فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره
آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن
فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست
تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 14:36 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(4)
من شخصا با کسی دوست میشم که خودم رو دوست داشته باشه...نه بول یا جیز های دیگه.....
راستی شما چی؟!؟!؟!
تاريخ : جمعه 04 مرداد 1392 | 14:22 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(0)