ابزار منو ثابت


  • وب انجمن مورفولوژی جغرافیایی
  • 
  • وب هم کلاسی
  • پدرم......

    طبق معمول مامانم بابامو صدا زد که بیاد دره شیشه سس رو باز کنه
    پدرم بعد از کلی کلنجار رفتن نتونست دره شیشه سس رو باز کنه
    مادرم منو صدا زد و منم خیلی راحت درش رو باز کردم و به بابام گفتم : اینم کاری داشت
    پدرم لبخندی زد و گفت :
    یادته وقتی بچه بودی و مامانت منو صدا میزد تو زود تر از من میومدی و کلی زور میزدی تا دره شیشه سس رو باز کنی ؟؟؟!!!!!
    ... ... ... ... یادته نمی تونستی ...
    یادته من شیشه سس رو میگرفتم و کمی درش رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه ...
    اشک تو چشمام جم شد ...
    نتونستم حرفی بزنم و فقط پدرم رو بغل کردم ! 

     

     




    تاريخ : یکشنبه 11 اسفند 1392 | 23:02 | نویسنده : hadiazizi | ارسال نظر(1)

    ورود کاربران

    خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

    رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
    حساب کاربری ندارید؟

    فراموشی رمز عبور

    نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

    یا

    ثبت نام کاربران

    در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

    قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

    نظرات کاربران

    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

    ابزار وب رایگان-جک و لطیفه