در دفتر خاطراتم نوشتم عشق زیباست معلم دید گفت رویاست گفتم معلم از عشق چه دانی گفت در عالم عشق عاشق همیشه تنهاست000000000000000
برای تا ابد ماندن باید رفت " گاهی از قلب کسی "گاهی به قلب کسی،،،،،0000000
در رفاقت رسم ما جان دادن است $ هر قدم را صد قدم پس دادن است هر که بر ما تب کند جان میدهیم ناز او را هر چه باشد می خریم 00000000
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدن0000000
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد ، مرغ امید من از شدت غم می میرد ، دل به رویای خوش خاطره ها می بندم ،
باز هم خاطر تو دست مرا می گیرد 00000000
گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم تا نگویی که دلم غافل از آن عهد وفاست خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند ،خوب من، با همه خوبان، حساب تو جداست 000000000
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم ، او به ظاهر گشت عاشق، ما به معنا سوختیم 0000000
ما اهل دلیم اشاره را می فهمیم ، را شب پر ستاره را می فهمیم ، به پنجره های بسته عادت کردیم ، بر دوست وفادار ارادت داریم 0000000000
هر از گاهی دریا هوس می کنه به ساحلش سری بزنه ، مهم نیست تحویلش بگیره یا نه ، مهم اثبات وفاداریه دریاست000000000
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پژشکی اعتماد میکنیم، بعد از گذشت چند ساعت به کلاه بداری، بعد از چند روزی به دوستی، بعد از چند ماه به همکاری، بعد از چند سال به همسایه ای ، اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم 000000000000
ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باش، با ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش 00000000000
تاريخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 13:07 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(0)