چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ
است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ...همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاط
ره ... آری با تو هستم! با تویی که
از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است
.jpg)
تاريخ : شنبه 18 آذر 1391 | 13:54 | نویسنده : هادی عزیزی | ارسال نظر(3)